وجود میدان میوه و تره بار استاندارد در اوز ضروری است

میدان‌های میوه و تره‌بار با وجود ظاهر شلوغ ناخواسته دوست داشتنی هستند. فرقی ندارد صبح بروید یا ظهر و بعد از ظهر، همیشه شلوغ است و پر از میوه های رنگارنگ. وانت‌هایی این گوشه وآن گوشه میدان به چشم می خورند که معلوم است به تازگی میوه آورده یا متعلق به غرفه دارهاست.
صبح زود است و اولین مشتریان این بازار آمده اند تا جنس بهتری نصیب شان شود. قیمت این جا نسبت به مغازه‌ها پایین تر است. اینجا زندگی جریان دارد و نمی شود دوستش نداشت.
اول از هر چیز به سراغ خانمی می رویم که هر روز صبح زود از روستای کهنه با شوهرش برای فروش سبزیجاتی که دسترنج خودشان می باشد به اوز می آیند و بیرون از غرفه در گوشه ای از میدان میوه و تره بار مشغول فروش هستند. عده زیادی برای خرید سبزی و بادمجان های محلی صف کشیده اند. خانمی را می بینیم که در کنار آنها نشسته و مشتریان را راهنمایی می کند. زن سبزی فروش در حینی که سبزی ها را وزن می کند می گوید: مشکلات زیادی در این راه وجود دارد ولی آدمی برای امرار معاش خود باید سختی ها را تحمل کند. از او می پرسیم چرا در غرفه ها ساکن نیستید؟ در جوابمان می گوید: من چندین سال است که در همین مکان مشغول فروش هستم البته ما فقط سه ماه تابستان را به اوز می آییم و دوست ندارم در غرفه بنشینم هر چند این موضوع باعث اعتراض بسیاری از غرفه داران شده است.
به سراغ غرفه داران می رویم تا مشکلات آنها را نیز بشنویم. آنها روزانه هزینه اجاره غرفه های خود را به مسئول میوه و تره بار می دهند که یکی از غرفه داران می گوید: ما در قبال هزینه ای که روزانه پرداخت می کنیم انتظار داریم میدان تمیزتری داشته باشیم.
یکی دیگر، از سقفی که بالای سرش است ناراضی است که در زمستان و موقع بارندگی دچار مشکلات زیادی می شوند. دیگری می گوید: نبود نگهبان شبانه روزی، سرویس های بهداشتی بسیار نامناسب، نبود سیستم گرمایشی و سرمایشی و نبود انباری مجزا و مناسب از عمده ترین مشکلاتی است که این میدان با آن دست و پنجه نرم می کند.
قبلاً وقتی به میدان می رفتیم افاغنه های زیادی را می دیدیم که در حال فروش بودند ولی آن روز خبری از آنها نبود از یکی از فروشنده ها علت را جویا شدیم که گفتند: به دلیل اعتراضات مردم، بخشداری به افاغنه اجازه فروش میوه در این مکان را نمی دهد البته باید گفت که فقط خودشان حضور ندارند وگرنه ماشین بارشان به میدان می آورند و توسط دیگری به فروش می رسانند که این کار آنها باعث کم رونق تر شدن فروش ما می شود.
گشتی در میدان می زنیم تا نظر خریداران را از وضعیت قیمت و مرغوبیت میوه ها بپرسیم.
*مرد ۶۰ ساله ای که پدر خانواده است، می گوید: « هر جایی که اسم دولتى روی آن باشد، مشکلات زیادی دارد. مثلا میوه هایی که در میدان تره بار با مغازه سطح شهر به فروش می رسد بسیار متفاوت است. و متاسفانه بعضی از مردم برای مهمان میوه درشت می گیرند و همین برای‌شان کافی است که بقیه ببینند آن‌ها میوه گران سر میزشان است و برای خودشان از تره بار می خرند و استفاده می کنند، غر می زنند اما حاضر نیستند اعتراض بکنند. من برای مهمانم هم از همین میوه‌ها استفاده می کنم، خانمم بگوید نکن هم، من همین کار را می کنم. همه جا هم می گویم که راضی نیستم ولی ارزان است. من هم همین‌قدر توان مالی دارم».
*یکی از خانم‌ها که عینکش را بالای سرش برده و با دقت به گوجه‌ها نگاه می کند، می‌گوید: بسیاری از مردم از نظر اقتصادی ضعیف هستند و صدای اعتراض آدم ضعیف نیز به جایی نمی رسد. به خاطر درآمد کم مجبور به خرید میوه های ارزان هستند. در واقع حق انتخاب ندارند ولی باز هم خدا را شکر میدان تره بار در شهرمان وجود دارد تا همین مردم کم بضاعت نیز بتوانند خرید کنند.
* شهروند دیگری نظر متفاوتی دارد و می گوید: «مردم پول هم که داشته باشند، باز جنس ارزان می خواهند. همه افرادی که به میدان تره‌بار می روند، وضعیت اقتصادی بدی ندارند اما جنس ارزان می خواهند. عادت کرده‌اند».
از جلوی غرفه ها که می گذریم انواع میوه‌های تابستانه از گیلاس، هندوانه، طالبی، آلبالو و زردآلو و غیره جلوی چشممان دلبری می کنند. با دیدن رنگ‌ها و ظاهر درشت و آبدارشان هوس خرید می کنیم اما قیمت ها را که می بینیم، برق از سرمان می پرد. قیمت میوه ها در هفت روز هفته متفاوت است. یکی از فروشنده ها می گوید: روزهای بعد از تعطیلات قیمت میوه ها بسیار گران تر می شود و ما نیز مجبوریم آن روز میوه ها را گران تر به مشتریان بفروشیم.
فروشنده دیگری می گوید: در این ۴ سال که من میوه می فروشم میدان هیچ تغییر نکرده و امکانات نیز بهتر نشده است. اگر ما نیز مثل شهرهای دیگر میدانی سرپوشیده داشتیم مجبور نبودیم روزهای های تعطیل بار کمتر بیاوریم تا ضایعات نداشته باشیم یا میوه های فروش نرفته را هر شب دوباره با خود به خانه هایمان ببریم. و ما برای فروش بیشتر و رضایت مشتری حتی این اجازه را به آنها می دهیم تا میوه ها را دست چین کنند ولی با این حال باز هم مشتریان ناراضی هستند و می گویند اگر میدان سرپوشیده و امکانات بیشتر بود ما بهتر خرید می کردیم.
مشکل دیگر فروشندگان دزدی هایی بود که بعضی مواقع در میدان انجام می شود و با وجودی که با چشم خودشان می بینند ولی باز هم بیشتر مواقع از کنار آن می گذرند و از کار نادرستشان صرف نظر
می کنند. البته اگر تکرار شود به آنان تذکر می دهند.
در حال صحبت با فروشندگان و شنیدن درد دل هایشان هستیم که یکی از آنها با اشاره دست مردی را به ما نشان می دهد و می گوید این شخص مسئول امور میدان میوه و تره بار اوز می باشد. به سمتمان می آید و علت مصاحبه ما را جویا می شود. در جوابش می گوییم چون بسیاری از مردم و فروشندگان از وضعیت میدان ناراضی بودند ما نیز تصمیم گرفتیم سخنان آنها را بشنویم و از شما نیز می خواهیم توضیحاتی از بدو تاسیس این میدان برایمان بگویید:
بنده محمود دانشور هستم. و حدود ۱۳ سال است که مسئولیت میدان میوه و تره بار اوز را به عهده دارم. به یاد دارم که در چندین سال قبل که من تصمیم به این کار گرفتم میدانی که الان می بیندید فقط یک محوطه بازی بود که هیچ امکاناتی نداشت و بین اداره اوقاف و شهرداری برای مالکیت زمین مشکلاتی وجود داشت. چند سال اول من با شهرداری قرارداد داشتم و تمام هزینه ها را به حساب شهرداری واریز می کردم که بعدها اداره اوقاف شکایت کرد و خواستار زمین میدان شد. خلاصه با پیگیری هایی که صورت گرفت زمین به مالکیت اداره اوقاف درآمد که طولی نکشید اداره اوقاف اوز بدون مسئول ماند و من در حال حاضر بلاتکلیف بین اوقاف و شهرداری مانده البته هنوز هزینه ای به هیچ ارگانی پرداخت نمی کنم تا مسئول اداره اوقاف مشخص شود.
می گوییم بسیاری از غرفه داران از وضعیت میدان راضی نیستند دلیلش چیست؟ در جوابمان می گوید من برای راه اندازی این میدان زحمات زیادی کشیده ام. در بدو تاسیس این میدان هیچ یک از وانت هایی که در سطح شهر در حال فروش بودند حاضر نبودند تا در میدان مستقر شوند. ولی من با تلاش خود و پیگیری هایی که با شهرداری و بخشداری انجام دادم توانستم وانت بارها را به سوی میدان بکشانم و کم کم نیز مردم برای خریدهایشان به میدان آمدند و من نیز با کمک شهرداری چند غرفه را در این محوطه برپا کردم.


۱۳ سال از آن دوران می گذرد و این سایبان ها خراب شده اند و من با هزینه خود حدود ۲۰ میلیون تومان در قسمت دیگری از میدان غرفه هایی را ساخته ام که در حال حاضر حدود ۱۵ غرفه همراه با سرویس بهداشتی در این مکان وجود دارد. البته خود می دانم که قسمت قدیمی میدان نیاز به تعمیراتی دارد که در آینده نزدیک به فکر تعمیر آن هستم. از نظر تمیزی خود فروشندگان نیز باید همکاری های لازم را داشته باشند که در بیشتر مواقع شاهد هستم که تمیزی میدان و سرویس بهداشتی را رعایت نمی کنند. من خود نیز قبول دارم که میدان مشکلاتی دارد ولی من اگر بخواهم همه نظرات مردم را جلب کنم باید هزاران نظر را بشنوم که این امکان پذیر نیست.
از نظر قیمت غرفه هم تاجایی که بتوانم با فروشنده ها راه می آیم. ولی همه فروشندگان غرفه داران ثابت نیستند و من مجبورم روزانه هزینه غرفه ها را آنان دریافت کنم.
در بیشتر روزها در مواقع ای که از شهرداری تقاضای تانکر آب برای شستن میدان را می کنم می گویند که تانکر خراب است یا آب نداریم. و من نمی توانم که با لوله های عادی میدان را بشویم. مشکل دیگر نبود سطل زباله ای در کنار میدان است. با وجودی که چندین بار درخواست داده ام اما هنوز عملی نشده است. برق میدان را نیز تا حدودی تامین کرده ام تا غرفه داران در شب نیز برای رفاه حال مردم فروشندگی کنند و در دو نقطه از میدان نیز مخزن آب شیرین نصب کرده ام. غرفه داران قبلا میوه های خود را روی زمین پهن می کردند که این کار هم از نظر بهداشتی و هم از نظر راحتی مردم بسیار مشکل بود که من با ساخت میزهای بلند تا حدودی این مشکل را نیز رفع کرده ام.
من هم دوست دارم میدانی در خور شهر اوز داشته باشیم و این در صورتی امکان پذیر است که همه مردم و ارگان ها با هم همکاری های لازم را داشته باشند.
وقتی سخنان مسئول را شنیدیم کلاهمان را قاضی می کنیم و هم به مسئول و هم به فروشندگان حق می دهیم.
ساعتی را که در میدان میوه و تره بار گذراندیم. زمان آرامی نبود. پر بود از صداهای بلندی که فروشندگان به خاطر فروش محصولاتشان فریاد
می زدند و مردم را به سوی خود فرا می خواندند. میدان را ترک می کنیم. پسرک دست فروشی را می بینیم که در کنار خانه خود در زیر آفتاب گرم تابستان دستبند های دست ساز خود را می فروشد. توجهمان را جلب می کند. کنارش می ایستیم و می گوییم چرا در آفتاب نشسته ای و فروشندگی می کنی؟ می گوید اینجا بیشتر مرا می بینند چون اگر در زیر سایه درخت بنشینم عابرانی که رد می شوند من را نمی بینند. وقتی تلاش او را برای فروش دستبندهایش می بینیم با خرید تعدادی از آنها خوشحالش می کنیم و به راه خود ادامه می دهیم.
به خیابان جلوتر ابتدای سه راهی که می رسیم میوه های درشت و خوش رنگ مغازه میوه فروشی که میوه ها را مرتب در کنار هم چیده است را می بینیم. اینجا خبری از صداهای بلند نبود و مشتری ها هرکدام به آرامی میوه هایشان را جدا می کردند. خانمی که وسواس زیادی برای جدا کردن میوه‌ها داشت، می گوید: هیچ وقت از میدان تره بار خرید نمی‌کنم. همین جا راحت انتخاب می‌کنم و شاگرد مغازه خریدهایم را برایم می آورد.
به نظر ما شهروندانی که به میدان میوه و تره بار مراجعه می کنند اطمینان دارند که می توانند مایحتاج مورد نیاز خود را با صرف هزینه ای بسیار کمتر از سطح شهر و در کوتاه ترین زمان ممکن خریداری کنند. فعالیت میدان میوه و تره بار در بیشترین ساعات روز موجب شده که نه فقط زنان خانه دار، بلکه کارمندان هم بتوانند حتی پس از تعطیل شدن از محل کارشان به میدان میوه و تره بار سری بزنند.
میدان میوه و تره بار نقش ویژه ای در توسعه اقتصادی شهر دارد و علاوه بر منافع اقتصادی باعث اشتغال زایی نیز می شود. چرا که امروزه تعدادی در این میدان میوه و تره بار مشغول به کار هستند. ولی در این میدان مدیریتی برای ساماندهی کامل و تعیین نرخنامه، ساعات کار، دسته بندی و غیره ندارد. وگرنه کار بسیاری از خانواده ها را راه اندازی کرده است چون یکی از شبکه های توزیع در شهر اوز محسوب می شود که نسبت به عرضه میوه و تره بار اقدام می کند.
به امید داشتن میدانی در خور شهرمان اوز.

گزارشگران : حمیرا نامدار و مریم سمیعی

1 دیدگاه

  1. بله یک میدان زیبا وبزرگ لازم است نمى دانیم چرا شهردارى اقدام نمى کند ؟ همین میدان را نیز مى توان تجهیز کرد وزیبا واستاندارد کرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد