در سوگ پروفسور عبدالمجید ارفعی؛ نابغهای از اوز که زبان تاریخ را دوباره زنده کرد.

*احمد خضری: در روزهایی که شهرستان اوز هنوز در غم از دست دادن چند تن از نیکوکاران فرهنگپرور خود به سوگ نشسته بود، خبر درگذشت پروفسور عبدالمجید ارفعی، این اندوه جمعی را عمیقتر کرد؛ گویی بار دیگر ستارهای از آسمان فرهنگ و دانش ما فرو افتاد و دلها را در سوگ فرو برد.
استاد ارفعی، فرزند اصیل اوز، در ۹ شهریور ۱۳۱۸ در بندرعباس چشم به جهان گشود و در ۶ اسفند ۱۴۰۴ بر اثر بیماری ریوی در بیمارستان آراد تهران دار فانی را وداع گفت. اما حقیقت این است که او هرگز از میان ما نخواهد رفت؛ زیرا نامش در تاریخ ایران حک شده و میراث علمیاش همچون نوری آرام و ماندگار بر فرهنگ این سرزمین میتابد.
او از انگشتشمار متخصصان زبانهای باستانی جهان بود؛ مردی که ایلامی و اکدی را نه فقط میدانست، بلکه با آنها زندگی میکرد. پژوهشگری که نخستین ترجمه فارسی متن استوانه کوروش کبیر را به ما هدیه داد و با تلاشهای خستگیناپذیرش بخشهایی از تاریخ هخامنشی را روشنتر، دقیقتر و انسانیتر کرد.
در یک جمله، پروفسور عبدالمجید ارفعی، اوزیِ نابغه زبانهای باستانی بود؛ چهرهای ماندگار که جایزه سرو ایرانی را در حوزه میراث فرهنگی از آن خود کرد و در شمار مفاخر ملی قرار گرفت. از او به عنوان واپسین مترجم خط میخی ایلامی یاد میشود؛ آخرین حلقه زنجیرهای که هزاران سال قدمت داشت. همهجا او را تنها مترجم منشور کوروش بزرگ و مولف گلنوشتههای تختجمشید ستودهاند؛ مردی که زبان سنگها را شنید و آنها را برای ما به سخن درآورد.
پروفسور ارفعی در کنار جایگاه علمیاش، پیوندی عمیق با زادگاه پدری خود داشت. او چندین بار به شهر اوز سفر کرد؛ سفرهایی که هر بار با استقبال گرم مردم همراه بود. حضور او در برگزاری روز اوز و نیز افتتاح موزه مردمشناسی اوز از خاطرهانگیزترین لحظات این دیدارهاست؛ روزهایی که مردم شهر، دانشمند بزرگ خود را در میانشان میدیدند و به وجودش میبالیدند.
اکنون او رفته است، اما نامش، راهش و مهرش در دل مردم اوز، فارس و ایران جاودانه خواهد ماند.
روحش قرین آرامش و یادش چراغ راه پژوهشگران آینده باد.
*مدیر مسئول
پسین اوز ماهنامه پسین اوز