اوز، منطقـه هـزاره هـا

شهرستان لارستان در استان فارس یکی از قدیمی ترین و وسیعترین شهرستان های ایران است. در سال ۱۳۱۶ خورشیدی یعنی حدود ۸۱ سال قبل در این شهرستان فرمانداری تاسیس شده و چهل و نهمین شهرستان کشور شد.

قدیمی ترین متن تاریخی که نام لار در آن ذکر شده است کتاب جغرافیای معتبر نزهه القلوب اثر حمداله مستوفی قزوینی است. در این کتاب آمده است:« لار ولایتی است نزدیک کنار دریا و مردم آنجا بیشتر تاجر باشند و سفر برونحر کنند و حاصلش غله و پنبه و اندکی خرما باشد و اعتماد کلی به باران دارند و مردم مسلمان می باشند.» در گذشته و در دوران زندیه وسعت لارستان به بیش از ۱۲ هزار کیلومتر مربع رسیده است. این مطالب را مدیر مسئول پسین اوز در ابتدای گفتگو با ما ذکر کرد و گفت: حتی در زمان صفوی بندرعباس، کیش، قشم، بندرلنگه، چارک، خمیر، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی نیز جزء لارستان بوده است. گفتگوی ما را با احمد خضری مدیرمسئول نشریه پسین اوز بخوانید:

*آقای خضری جایگاه بخش اوز را در تاریخ لارستان بگوئید؟

خوب لارستان بسیار وسیع و بزرگ و دارای سابقه تاریخی زیاد است. به طوری که در دوران قدیم به منطقه وسیعی از جنوب ایران ایالت لارستان گفته می شده است. طبعاً بخش اوز نیز در جوار مرکز لارستان وجود داشته است که در دورانی بسیار پر رونق و در زمانی نیز خاموش بوده است.

* لطفاً دوران رونق و خاموش را بیشتر توضیح دهید.

حمله افغان ها به ایران و سقوط دولت صفویه باعث شد تا قشون افغان تا لارستان پیشروی کند. در این شرایط بخش اوز که شامل محدوده جغرافیائی شهرستان فعلی خنج و بخشی از مناطق جویم و بنارویه هم می شد. به دلیل موقعیت ویژه از نظر امنیت و آرامش و مصون ماندن از حملات قشون مهاجم توانست به یک مرکز تجارت محلی و آباد لارستان کهن تبدیل شود. و بسیاری از آبادی ها و قراء و قصاب که مورد حمله قرار گرفته بودند متروک و به اوز پناهنده شدند. خلاصه اینکه با آغاز دوره پادشاهی افشاریه یک نوع آرامش نسبی به اوز حاکم و این مکان رو به ترقی و پیشرفت نهاد. به تدریج با دور ماندن مکان کنونی بخش اوز از راه های اصلی در طول تاریخ، همچنین وجود گرما و خشکی هوا، استبداد و ظلم حکام محلی، مهاجرت بی رویه اوزی ها به سایر نقاط کشور باعث شد تا صاحب نظران به این منطقه توجهی نداشته باشند و دوران تاریک و خاموش بخش اوز را رقم بزنند که این موضوع مربوط می شود به نیمه دوم دوران قاجاریه.

*چرا اوز به عنوان مکان امن شناخته شد؟

در دوره صفویه، بخش اوز مرکز اسکان عده زیادی از هم وطنان اطراف شد. اوز دارای استحکامات مجهز بود. علاوه بر آن مردم مهمان نواز و با فرهنگ بودند. اطراف مرکز اوز دو خندق عمیق حفر کردند و نگهبانان قوی و هوشیار از شهر محافظت می کردند. شرایط طبیعی مانند متصل نبودن اوز به کوه و تل و تپه باعث می شد تا دشمنان و حمله کنندگان نتوانند به شهر نزدیک شوند و این شرایط و اوضاع و احوال از اوز مکانی امن ساخت که مورد استقبال قرار گرفت.

* این امنیت چه نتایجی داشت؟

مسلماً اولین نتیجه آن حفظ جان و مال و ناموس مردم بود. وانگهی این دیوارکشی و استحکامات باعث گشت تا اوز به عنوان انباری مطمئن برای تجار شهر لار شود و هر شب قافله های مهم که حامل قند، شکر، چای، پارچه، روغن و سایر مواد غذائی و مایحتاج مردم بود دسته دسته وارد اوز شده و رونق و تجارت و آبادانی در اوز رو به فزونی نهاد.

*عامل مهم مصون ماندن اوز از چپاول در این برهه را بفرمائید؟

به نظر می رسد که باید این مکان که انبار ثروت و کالای تجار شده بود مورد تهاجم راهزنان و چپاولگران و یاغی ها قرار گیرد. ولی به دلائل که قبلاً عرض شد و مهمتر از همه هم پیمان شدن تجار با شیخ احمد مدنی سبب شد تا اوز در آن زمان و حتی بعدها از خطر چپاول غارت مصون بماند.

*شیخ احمد مدنی که بود و چه نقشی داشت؟

مولانا شیخ احمد مدنی فرزند ملا محمود بن شیخ حاج اسماعیل است. حاج شیخ اسماعیل از عارفین و از مشایخ مدینه است. که دارای دو فرزند به نام شیخ حسن و ملامحمود بوده است. شیخ حسن فرزندی به نام شیخ عبدالقادر داشته که در روستای گچویه شهرستان بستک و یا منطقه جهانگیریه مدفون و دارای مرید است. و ملا محمود نیز دارای فرزندی به نام ملا احمد بوده که همان شیخ احمد مدنی است که او هم فرزندی به نام آخوند ملاحاجی شمس الدین داشته که اهل اوز می باشد.

در روایتی دیگر شیخ احمد را فرزند شیخ حسن می دانند. به هر حال شیخ احمد مدنی روحانی اهل علم و دانش بوده که در مناطق جنوب به ویژه منطقه جهانگیریه دارای نفوذ و اعتبار بوده است. شبی قشون محمدخان بلوچ که از قوای نادر شاه افشار فراری بوده است. به روستای مراغ آمده و مهمان شیخ احمد می شود و در روستای کمشک برای مدتی مخفی می شود. محمدخان بلوچ طرفدار طهماسب صفوی مخلوع بوده است و با نادرشاه مخالف بوده است. قوای نادرشاه به روستای کمشک آمده و شیخ احمد مدنی را به اتهام پناه دادن به محمدخان بلوچ دستگیر و روانه شیراز می کنند. بعد از مدتی که شیخ احمد مدنی در شیراز در زندان به سر می برد. میرزا تقی خان مستوفی الممالک فرمانده ووالی فارس به دستور طهماسب قلی خان سردار جلایر او را به اعدام محکوم کرد. گویند در یک روز در میدان بزرگ شهر شیراز یک دیگ بسیار بزرگ را روی آتش گذاشته به طوری که آب آن می جوشید سپس شیخ احمد مدنی را در حالیکه فقط یک لنگ پوشش او بود. درون دیگ قرار می دهند و شیخ احمد مدنی همانطوری که می سوخت با صدای بلند به تلاوت قرآن پرداخت هرچه بیشتر آتش دیگ را افزایش می دادند او تن صدایش را در قرائت قرآن بلندتر می کرد تااینکه سه سرفه عمیق کرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و حضار برای او صلوات فرستاده و دعا کردند. این واقعه در سال ۱۱۴۷ هجری قمری رخ داد.

* بفرمائید چه مکان هائی در حوالی اوز از سکنه خالی شدند؟

همانطوری که ذکر شد ناامنی و هرج و مرج و استبداد و زورگوئی به ویژه ناشی از حمله افغان ها به ایران و زوال دولت صفوی باعث شد تا بسیاری از آبادی های لارستان و روستاهای اطراف اوز متروک و به خرابه تبدیل شود. که من فقط روستاهای مجاور اوز کنونی را ذکر می کنم. ۱- خوشاب در شمال شهر اوز که روستائی بسیار آباد و دارای آب فراوان و کشاورزی بوده است. عده ای از ساکنان خوشاب به اوز و گروهی دیگر به سایر شهرها و روستاها مهاجرت کردند. ۲- برزگو در ۲۰ کیلومتری غرب اوز نیز روستائی بسیار آباد و پر جمعیت بوده است و هنوز آثار پی و شالوده ساختمانها در آن مکان به چشم می خورد .حتی منبر مسجد جامع برزگو به مسجد جامع اوز منتقل می کنند. ۳- کهن خلیل یا کهنه خلیل نیز روستائی پررونق بوده است. ۴- میرالیاس، روستائی با نخلستان های فراوان و کشاورزی پر رونق نیز از جمله روستاهای متروکه هستند. ۵- گلدانه نیز روستائی کوچک اما دارای آب و کشاورزی بوده است و دامداری در آن رواج داشته است. ۶- مرغزار منطقه وسیع و خوش آب و هوا که مردم به دامداری و کشاورزی مشغول بودند. ۷- تاگزو قریه ای آباد بوده که چاه های فراوان آب و قناب و نخلستان های زیبا در آن وجود داشته است. وجود امامزاده های معلم کثیر و پیرگلا دلیل بر رونق و آبادی این منطقه بوده است. ۸- تاگ آرمه و هوگزه (آب گز) در شرق اوز نشان از حضور جمعیت و زندگی بوده است. ۹- مربط در حوالی روستای کهنه نیز بسیار آباد و پررونق بوده است. ۱۰- چدرو نیز از دیگر آبادی های قدیم بوده است که اهالی آن به اوز مهاجرت کرده اند. ۱۱- منطقه قلعه پرویزه که مسلماً قلعه در بیابان و صحرا نبوده حتماً در اطراف آن روستا و آبادی و یا جاده وجود داشته است.

در نهایت اوز از روستاهای اطراف خویش به صورت تجمعی تشکیل شده است.

*با این توضیحات قدمت اوز چقدر است؟

با توضیحات بالا مشخص شد که مکان کنونی شهر اوز از تجمع ساکنان روستاهای اطراف تشکیل یافته و این رخداد در زمان پایان یافتن سلسله صفوی در ایران بوده است و باید بیشتر بر روی روستاهای متروکه که قبلاً نام بردیم تحقیق و تفحص شده تا قدمت واقعی مشخص گردد.

*لطفاً قدمت تاریخی مکان فعلی بفرمائید؟

به طور کلی منطقه اوز یک منطقه تاریخی محسوب می شود. چون آثار و بناهای مختلفی وجود دارد که اینها سند معتبر است. گرد گروپ باستان شناس اهل آلمان در یک سفر پژوهشی به اوز به کوره می رود و تپه ای کشف می کند که در آن دیوار سوخته و سفال های سیاه و لعاب دار وجود داشته و می نویسد اینها مربوط به دوران قبل از اسلام بوده است. این تپه در روستای کهنه و تنگ کوره واقع شده است. اما این آثاری که در ۱۱ روستای متروکه نام بردیم دلیلی بر تاریخ و قدمت مکان فعلی نیست. اما وجود سد و تنگه عنوه در اوز ما را به دوره ساسانی می برد. و صد البته وجود اثر مهم و گرانبهای برکه سلفی مربوط به عهد تیموریان حدود ۷۰۰ سال قبل در قلب شهر اوز خودنمائی می کند.

*نام اوز در چه کتب تاریخی ذکر شده است؟

قبلاً گفتم که جاده بهترین وسیله ارتباطی برای هر مکان و آبادی است و چون اوز در دوره قاجاریه به بن بست کشیده شد. یعنی راه ارتباطی خنج لار از طریق جاده چک چک و لار جهرم از طریق گردنه بزن انجام می گرفت. بنابراین کمتر نویسندگان و محققان به اوز آمده اند و آنچه نیز در کتب تاریخی ذکر شده است مربوط به زمانی بوده است که جاده اوز بلوک بیدشهر و جویم و بنارویه و جهرم رونق کامل داشته و همچنین جاده اوز خنج نیز قبل از چک چک برپا بوده است. کارونسراهای موجود در بین راه موید این موضوع است. ولی می توان نام اوز را در نگارش های داخلی از جمله فارسنامه ناصری اثر حسن فسائی، تاریخ جهانگشای نادری اثر میرزا مهدی خان استرآبادی، و در نگارش های خارجی کتاب صنعتی شدن ایران نوشته فلور هلندی ترجمه ابوالقاسم سری، کاوش های باستانی اثر گردگروپ، سفرنامه لرد کرزن انگلیسی، کاوش های لوثی و اندانبرگ فرانسوی ملاحضه کرد. به طورکلی منطقه اوز را می توان منطقه هزاره ها نامید.

* از شرکت شما در گفتگوی این شماره سپاسگزاریم.

منم از پرسش های دقیق و تاریخی شما تشکر می کنم.

گزارشگران: حمیرا نامدار، مریم سمیعی


3 دیدگاه

  1. شهرونداز تهران

    دربخش مرکزی لار خبرهای خوبی میرسد اخیرا با همکاری بخشدار مرکزی وشهر داران خور لطیفی ولار وشوراهای روستاهای منطقه شرکت عمران ونوسعه بخش مرکزی درحال تاسیس است که کاری مهم به شمار میرود انتطار میرود که بخشداری اوز هم در صدد این کارها باشند

  2. من فکر نکنم این مصاحبه گرها چنین پرسش هائى بدانند این همه اش خود خضرى نوشته ولى به هرحال مطلب خوبى است

    • این دیدگاه خود شما آقای بهرام می باشد. وگرنه مصاحبه های دیگری نیز انجام شده و با هر فرد با توجه به شغل و معلومات او مصاحبه می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد