نگاهی به ورود اسـلام بـه لارستـان

احمد خضری مدیر مسئول پسین اوز در گفت و گوی ماهانه خویش چنین می گوید:

اوز بخشی از لارستان است که نقش مهمی بویژه در امور فرهنگی و اقتصادی در تحولات خلیج فارس و پس کرانه های آن داشته است. تاکنون پژوهش و تحقیق کاملی درباره این موضوع صورت نگرفته است. البته این واکاوی بسیار لازم و ضروری است، تا این بخش کهن به ایرانیان معرفی شود. این ضرورت باعث شده است تا اینجانب هر از مدتی گوشه ای از تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بخش کهن اوز را گوشزد و شاید تلنگری باشد برای نویسندگان، محققان و پژوهشگران تا بخش کهن اوز بیشتر معرفی گردد: دکتر محمدباقر وثوقی تاریخ نگار لارستان معتقد است اهالی ساکن در لارستان از اقوام آریائی بوده اند. اما طبق تحقیقات انجام شده بیشتر اهالی اوز از سایر مناطق به این دیار آمده اند.

 طایفه آخوندها از حجاز و عربستان، طایفه شیوخ از بیضاء  و مرودشت، طایفه روسا و ملاها از بلوک داراب و شیراز، بسیاری از مردم از نی ریز و مزایجان، طایفه خواج از ماوراء النهر، امیران از عربستان و غیره به این دیار آمده و سکنی گزیده اند. از مهم ترین مشکلات و بزرگ ترین مانع برای یک تحقیق علمی درباره تاریخ کهن اوز، عدم وجود اطلاعات تاریخی در طی قرون اولیه ورود اسلام و قبل از آن است ورود اولیه اسلام به منطقه لارستان در کاریان صورت گرفته که همانطوری که مستحضرید، آتشکده آذرفرنبغ کاریان یکی از آتشکده های مهم زرتشیان در ایران بوده است.

*آقای خضری ضمن سپاس بفرمایید؟ اسلام چه زمانی وارد لارستان و اوز شد؟

در کتاب تاریخ مفصل لارستان آمده است که: در طی قرن سوم هجری قمری، قشون اسلام به شمال لارستان یعنی منطقه کاریان فعلی که در آن زمان یکی از شهرهای آباد و مقدس بوده است وارد می شود. مسلما اسلام با بت پرستی و آتش پرستی به شدت مبارزه می کرده است و طبیعی است که آتشکده کاریان در ابتدا مدنظر سپاه اسلام بوده و سعی در تسخیر آن می شود. در کتاب جغرافیای تاریخی کاریان نوشته کرامت اله تقوی آمده است که اعراب اولین هجوم خود را در سال ۱۷ هجری انجام داده اند و در سال ۲۸ هجری عامر حاکم بصره، هرم بن حیان را مامور فتح کاریان می کند. در سال ۳۸ هجری شورش منطقه کاریان باعث اخراج اعراب می شود. ولی خیلی زود سردار زیاد مامور فتح مجدد کاریان می شود. این عمل هم به خوبی صورت می گیرد.

* لطفاً به طور روشن ورود اسلام را بیان بفرمایید؟

کاریان مرکز و یک شهر بزرگ مذهبی و مقدس در قرن سوم هجری قمری بوده است و آتش مقدس از طریق جاده معروف به قلعه زیردژ و قلعه پس تنب هود از کاریان حمل و به آتشکده محلچه و از آنجا به آتشکده آذر فرنبغ شهر گور فیروزآباد برده می شد. زمانی که کاریان توسط سپاه اسلام فتح شد این جاده کم کم از رونق مذهبی، زرتشتی و تجاری افتاد و بجای آن مبلغان اسلام برای ترویج دین مبین اسلام به مناطق گفته شده وارد شدند و روستای هود در آن زمان پررونق بوده است.

* آبادانی و پررونق بودن هود و قلعه های زیردژ و پس تنب را بیشتر توضیح دهید؟

روستای هود که هم اکنون در حدود ۴۱ کیلومتری شمال غربی شهر اوز واقع است در قرون اولیه اسلام یعنی قرن های ۴ و ۳ و۲ هجری قمری شهری آباد و پررونق بوده است و علت آن وجود قلاع زیردژ و پس تنب گبری و شهرستان در آن شهر بوده در حقیقت هود با داشتن دو قلعه مهم زیر دژ و پس تنب و واقع شدن در سر راه جاده مقدس کاریان بسیار آباد بوده و به دلیل داشتن باغ های فراوان استقبال رهگذران برای ماندگاری در آنجا چشمگیر بوده است و آثار زیادی در اطراف قلعه زیر دژ و پس تنب مانند ساختمان استراحتگاه ها و غیره به چشم می خورد.

 قلاع زیردژ و پس تنب هود که هم اکنون با کوشش اینجانب در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است گویای بسیاری از حقایق وقایع است که حتی روستای هود فعلی در آن زمان سوق الجیشی هم بوده است. قلاع ذکر شده و روستای هود مهم ترین مکان برای استراحت و تجدید قوا موبدان و حاملان آتش بوده است. نقش قلعه زیر دژ بسیار مهم و حساس تلقی شده بطوری که حفاظت و امنیت جاده و مسافران بویژه موبدان را برعهده داشته است.

*چرا ما در منطقه هود آثاری از کاروانسرا  برای مسافران نمی بینیم؟

ساخت و گسترش کاروان سراها در کشورمان به بعد از ورود اسلام بر می گردد. البته قبل از آن منزلگاههایی برای استراحت مسافران بوده است. بطور مثال هرودت تاریخ نگار یونانی از منزلگاههائی بین شوش  و سارد یاد می کنند و یا چاپارخانه در زمان هخامنشی ها وجود داشته است. اما بعد از تسلط اسلام در ایران و بویژه در دوران صفوی کاروانسراها به آن شکلی که مد نظر است گسترش یافت. بنابراین در قرون سوم و چهارم هجری کاروانسرا به آن شکل وجود نداشته است. زیردژ و پس تنب و گبری و شهرستان که در هود وجود دارند نشان از رونق هود به دلیل رهگذران فراوان بوده است.

*برگردیم به موضوع اصلی، لطفاً نفوذ و گسترش اسلام در لارستان را بفرمائید؟

نیروهای اسلام با چند لشکرکشی و البته به سختی در دو مرحله در قرن سوم هجری قمری بخش شمالی لارستان را تصرف کردند. اما نتوانستند بطور کامل لارستان آن زمان را به تصرف درآورند. علت این موضوع نیز اوضاع جغرافیایی منطقه و عدم آشنایی سپاهیان اسلام با راهها و مناطق و مقاومت مردم بود. تنها راه نفوذ سپاهیان اسلام، همین جاده کاریان هود بود. ابتدا سپاهیان در کاریان مشغول خاموش کردن و تخریب آتشکده آذرفرنبغ شده و سعی در تشریح و توضیح اهداف دین مبین اسلام شدند. برای بسیاری از مناطق احتیاجی به قشون نظامی نبود و می توانستند از طریق اعزام ماموران و مبلغان اقدام کنند.

*سپاه اسلام از چه طریقی به جنوب ایران وارد شدند؟

سپاه اسلام از طریق بحرین وارد بنادر جنوبی شدند. جاده سیراف- کاریان بهترین محور برای سپاهیان اسلام برای تصرف آتشکده آذرفرنبغ کاریان بود. آنان وقتی وارد بنادر جنوبی بویژه سیراف (بندر طاهری کنونی) شدند ابتدا کنگان و دیر و غیره را تصرف و آنان را وادار به پذیرش اسلام کردند. پس از پرس وجو فراوان جاده سیراف- کاریان را مدنظر قرار گرفته و قبل از هر کجا تصمیم به خاموش کردن آتش و تسخیر کاریان که یک شهر مذهبی و محل نگهداری و تقدس آتش بود گرفتند و برای این موضوع برنامه ریزی کردند.

بدیهی است اگر سپاهیان اسلام وارد بنادر شناس، بستانو، کنگ، هندورابی، مغویه، لنگه و چارک می شدند ابتدا به لار آمده و سپس به کاریان می رفتند. به هر حال طبق اسنادی که در کتاب تاریخ مفصل لارستان به قلم محمدباقر وثوقی، منوچهر عابدی راد، کرامت اله تقوی و صادق رحمانی به چاپ رسیده است کاریان در قرن سوم هجری به تصرف اسلام درآمد و در بعضی از تذکره های محلی می خوانیم که نیروی کاریان پس از چند سال دوباره سردار زیاد را شکست داده و زمام امور را به دست گرفته و مهاجمان را بیرون راندند. اما مجدداً سپاهیان اعراب برکاریان مسلط و برای همیشه به حاکمیت آتش پایان دادند که در این مورد سند معتبری وجود ندارد.

*بفرمایید بخش اوز در چه زمانی به تسخیر سپاهیان اسلام درآمد؟

در مورد مسلمان شدن لار، گراش و اوز تاریخ دقیق و سندی معتبر یافت نشده است و یکی از مهم ترین مشکلات پژوهش ما در این زمینه عدم وجود اطلاعات دقیق در طی قرون اولیه اسلام در مناطق جنوب فارس است. البته ما در تحقیقات دو حالت داریم. ۱- مستندات که مدارک و اسناد عینی وجود دارد ۲- استنباط که محقق می تواند استنباط خویش را اعلام کند ولی مدرک ندارد. با این وصف سپاه اعراب دیرتر به اوز، گراش و لار می آیند. براساس مستندات موجود به ویژه سنگ قبر مردم خنج در اواخر قرن چهارم هجری اسلام را پذیرفتند. ولی تاریخ و سند دقیقی در مورد پذیرش اسلام در اوز وجود ندارد. اما آنچه مسلم است شاسیف اله قتال ولی الله، ولی الله سیدجعفر، سید محمدنورالدین (نورا) معروف به سید الشهدا، سلطانه بی بی فخریه، زبید کثیر، احمدبن طارق، فضل الدین (پیر چغده)، مالک اشتر(اولیاء الله)، ناصر الدین البانی محمد(پیربرزگو) از مبلغان اسلام بودند که قبور آنان در شهر اوز پابرجاست و گویا تاریخ سنگ قبر پیر معلم کثیر (سیف الله ولی الله) اواخر قرن پنجم هجری را نشان می داده است و در روی سنگ قبر وی خنجر و شمشیر حکاکی شده بوده است که متاسفانه بخاطر حفاری غیرمجاز این سنگ قبر شکسته و در نهایت نابود شد. در یک کلام نمی توان به صراحت تاریخ دقیق ورود اسلام در اوز را اعلام کرد.

*چرا از لار که مرکز حکومت لارستان است و مناطق اوز و گراش ذکری به میان نیامده است؟

پرسش جالبی است. راه و جاده شاهرگ حیاتی هر منطقه است. عدم وجود راه در هر مکان باعث می شود که جغرافی نویسان، تاریخ نگاران و گزارشگران به بعضی از مناطق توجهی نداشته باشند. در مورد پرسش شما باید اظهار داشت که با بررسی در مسیرهای تجاری آن زمان ملاحظه می شود که بندر سیراف یعنی همان بندر طاهری فعلی بزرگ ترین بندر تجاری محسوب می شد. کاروان های تجاری و غیرتجاری از سیراف، علامرودشت و خنج، محلچه و هود گذشته و به شهر مذهبی کاریان و از آنجا به دارابگرد و فسا می رفتند و جاده شیراز داراب، سیراف (خلیج فارس نیز از جویم و کاریان و هود و … عبور کرده است) بنابراین شهرهای لار، اوز، گراش در مسیر تجارت و کاروان های آن قرار نداشته و مورد توجه رهگذران و مسافران نبوده اند. بدین ترتیب طبیعی است که ذکری از آنان هم نمی شود.

*سخن پایانی

طبق تحقیقات و مدارک موجود منطقه بیرم نیز در قرن سوم هجری توسط سپاه اسلام فتح شده و نام اوز، گراش و لار نیز در این نسخه ها دست نویس منسوب به شاه زندو آمده است ولی مشخص نشده که سپاه اسلام از آنجا عبور کرده یا مردم دین اسلام را پذیرفتند. اصطخری در مسالک و ممالک می نویسد در سال ۳۸۰ هجری قمری بیشتر اهالی فارس هنوز زرتشتی هستند و آتشکده در روستاها برقرار است و حمداله مستوفی در ترهه القلوب در سال ۵۴۰ هجری برای اولین بار از لار ذکر می کند. ضمن سپاس از پرسش ها و گزارشات خوب شما لازم می بینم از استاد مهندس عابدی راد، دکتر احمدلو، عبداله اعظمی، عبدالعلی صلاحی، کرامت اله تقوی و سایر دوستان و بزرگان که مقالات مرا مد نظر قرار داده و با ارشادات خود باعث ارتقاء آنها شده اند صمیمانه سپاسگزاری کنم.

گزارشگران: حمیرا نامدار و مریم سمیعی

5 دیدگاه

  1. با تشکر از گزارش تهیه شده تناقضاتی در متن دیده میشود دربخشی از متن مطالب زیر بیان شده است و در ادامه به سال ۱۷ هجری اشاره شده است
    در کتاب تاریخ مفصل لارستان آمده است که: در طی قرن سوم هجری قمری، قشون اسلام به شمال لارستان یعنی منطقه کاریان فعلی که در آن زمان یکی از شهرهای آباد و مقدس بوده است وارد می شود.

    دربخشی دیگر

    در کتاب جغرافیای تاریخی کاریان نوشته کرامت اله تقوی آمده است که اعراب اولین هجوم خود را در سال ۱۷ هجری انجام داده اند و در سال ۲۸ هجری عامر حاکم بصره، هرم بن حیان را مامور فتح کاریان می کند. در سال ۳۸ هجری شورش منطقه کاریان باعث اخراج اعراب می شود. ولی خیلی زود سردار زیاد مامور فتح مجدد کاریان می شود. این عمل هم به خوبی صورت می گیرد

    مابین قرن سوم هجری و سال ۱۷ هجری بیش از ۳۵۰ الی ۳۰۰ سال فاصله است و اختلاف و تناقض خیلی زباد میباشد در این رابطه توضبح دهید.

    • پسین اوز: با تشکر از توجه شما هر دو مطلب به استناد تاریخ و برگرفته از اسناد موجود اعلام شده است. ولی به نظر می رسد که همان قرن سوم هجری صحیح تر باشد.

  2. عالی بود. از اینجور مطالب قدیمی مناطق خودمون بیشتر بنویسید

  3. واقعا جالب وعلمى است ، در هفته پژوهش بسیار گزارش قوى وجالب است اگر گزارشگران این قدر قوى وبا سوادند جاى بسى افتخار براى اوز است ومن حاضرم ترتیب مصاحبه با اساتید ومحققان دانشگاه را بدهم تا درباره فارس ولارستان مطالب ناگفته اى را گزارش کنند از استاد که با مدرک وسند مطلب را دلچسب گفته است تشکر وتبریک مى گویم

  4. خیلى جالب است ،این مطالب را در روزنامه هاى دیگر هم بندازید مثلا لاروگراش وخنج وغیره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد