یادی از گذشته های دور

* محمدصدیق پیرزاد: فکر و خیال همچون خواب دیدن، کمتر به زمان و مکان توجه دارد تا آنجا که می تازد و از در و دیوار و خط قرمزها عبور می کند و مطلب و اطلاعات کسب می کند.
در اثر مسمومیت غذایی حالم چندان مساعد نبود. تک و تنها پشت میز مطالعه نشسته و به فکر فرو رفتم. گذشته های دور یعنی عصر رضاشاهی را پیش چشم ساختم. روزهایی که در کلاس های اول تا چهارم در زمان سلطنت او تحصیل کرده ام.
چندی قبل از ضرب آهنگ طبل بزرگ بر روی پای چپ، قدم رو، به راست راست و به چپ چپ شرحی نوشتم. اکنون می خواهم مطالب آن روزگار را که بیشتر با تاکید به ما می گفتند بنویسم. یکی مساله احترام به شاه و میهن و میهن پرستی بود. مدیر و معلمین در صف صبحگاهی اغلب یک سخنرانی کوتاه در این باره داشتند. هرچند ما چندان از آن مطالب سرودهائی می خواندیم طوطی وار ولی بزرگ تر که شدیم فهمیدیم که آن اشعار برای چه به ما یاد داده اند.


مطلب دیگر صحبت از ولیعهد جوان ایران می کردند که منظورشان محمدرضا بود که شهریور سال ۱۳۲۰ به جای پدر بر تخت شاهی نشست. مطلب بعدی وصلت ولیعهد با شاهزاده خانم مصری فوزیه بود که عقد و عروسی اواخر ۱۳۱۷ و اوایل ۱۳۱۸ انجام پذیرفت و برنامه ها در مدارس تنطیم کردند و تمبر پستی با عکس عروس و داماد چاپ شد. گویا در سراسر اوز هم به اندازه وسع خود برنامه ای هنری، ورزشی و نمایش داشتیم.
چون در آن برهه از زمان امر بهداشت جمعی و عمومی چندان رضایتبخش نبود، مدیر مدرسه برای این کار سنگ تمام می گذاشت. هر چند صبح مخصوصا روزهای شنبه پس از نواختن زنگ، در فضای باز مدرسه صف بسته می شد. و مدیر سرو وضع تمام دانش آموزان را رسیدگی می کرد از ناخن دست تا موی سر و وضع لباس و غیره. متاسفانه در آن زمان بخصوص سالهای جنگ دوم جهانی مرض تیفوس در ایران شیوع پیدا کرد که گویا علتش شپش بود. لذا در این مورد رسیدگی بیشتری می شد و راه مبارزه با این آفت را گوشزد می کردند. نظم مدرسه بیشتر شبیه به سرباز خانه بود که البته این را بعدها فهمیدیم و از زبان پدر و مادر خود می شنیدیم.
ورزش با تفنگ چوبی و تَرَنُم سرودمان دسته جمعی منتخبی و آموزش موسیقی از جمله برنامه های ما بود. آنچه به نظر عجیب می آید آن که در کلاس های سوم و چهارم منتخبی از آیات قرآن مجید که در کتابی جداگانه به چاپ رسیده بود مورد استفاده ما قرار می گرفت و یکی دو تا کتابچه فقه نوشته مولانا حاج شیخ احمد فقیهی می خواندیم ولی بعد از شهریور ۲۰ این برنامه ها کمرنگ شد. ولی از دهه سی به بعد که خود معلم بودم فقه شافعی و تلاوت قرآن توسط اساتید فن از جمله دکتر حاج شیخ حنیف فقیهی برای دانش آموزان گفته می شد. دکتر حنیف تسلط کاملی بر معنا و تفسیر قرآن داشت و در سخنرانی هایش از آن بهره مند می شد. روحش شاد.
در اثر کسالتی که دارم پیش از این توانایی قلم زدن ندارم و یاد خاطره دوره نوجوانی را بیش از این توضیح نمی دهم. امید که نوشته ام لحظاتی شما را سرگرم کرده باشد.

* عضو شورای سرپرستی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد