جریان زلزله لار و حمله گرگ ها به اوز در یک نامه

فرزندی ام عبدالحمید سیفایی

پیوسته صحت و سلامتی و موفقیت شما را از درگاه حضرت خداوند خواستار بوده و هستم. نامه مورخه ۱۳۳۹/۲/۱۲ ( ۱۹۶۰/۵/۲ ) دیروز ۱۳۳۹/۲/۱۵ واصل و ملاحظه شد. از سلامتی شما خوشوقت و مسرور شدیم. حال همگی ما الحمدلله خوبست و به دعاگویی شما اشتغال داریم. راجع به زلزله لار و گراش شرحی نوشته بودند. الحال به تفصیل شرح داده می شود. در ساعت ۳/۵۷ بعد از ظهر( ۱۵:۴۵) روز ۳۹/۲/۴ از کورده و لار و گراش به اوز تا خنج و بلوک کوره و بید شهر سخت بوده ولی شدت زلزله از کورده و لار تا گراش و شهر لار خیلی خیلی سخت که از  پشت میدان لار تا زیر قدمگاه و اژدها پیکر تمام خانه ها با خاک یکسان نموده از میدان رو به طرف شرق اطراف منزل خودمان تمام خانه ها ریخته، مقداری شکافهای بزرگ برداشته که بعضی ها قابل تعمیر است و بعضی هم نه. تلفات تا امروز ۳۶۰ نفر توسط ماموران دولت و شیر و خورشید سرخ از زیر آوار در آورده اند و هرچه متفرقه بوده که کسان و جماعت شان از زیر خاک بیرون آورده‌اند و بدون اطلاع دفن کرده اند. زیر آوار هم هنوز خیلی هستندکه در اثر سنگینی خاک نتوانسته‌اند از زیر آوار بیرون بیاورند.

تلفات جانی به ۶٠٠نفر می‌رسد، آنهم بدون اغراق که اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. مجروحین هم حدود دوهزار نفر که بعضی ها تا امروز بهبودی یافته اند و بعضی در مریضخانه لار و مریضخانه نمازی و صد تختخوابی شیراز خوابیده اند. شهر لار بکلی ویران و تخلیه شده و تمام آواره شیراز، جهرم، فسا، داراب، آبادان، بندرعباس و عربستان شده اند و از سکنه خالی شده. حدود سه چهار هزار نفر اشخاصی که دست و پا و امکان نداشته اند مانده اندکه آنها هم بیرون شهر زیر چادر به سر می‌برند. زلزله کم و زیاد ادامه دارد و کسی جرأت ندارد برود داخل شهر. سه روز پیش زلزله شدیدی روی دادکه دیوارهای شکسته که سر پا بوده اند تمام ریخته و چند نفر جراحت برداشته اند. زلزله نه تنها در شهر لار است همانطور که در بالا نوشته شده تا حدود خنج هم بوده و اما گراش تلفات مالی نسبتاً زیاد ولی نه بقدر لار وجانی سه تا پنج نفر. اوز در اثر زلزله خانه ها کمی شق مختصری برداشته ولی خراب و ویران نیست. اگر زلزله نیایدقابل سکونت هست و ترسی ندارد.

پس از وقوع زلزله فوراً رفتم لار و اوز. عموی ات و دکتر شفائی و سایر اوزی ها الحمدلله عموماً سلامت بودند. عصر روز ۱۳۳۹/۲/۶ از لار به اوز خبر آوردند که امشب آمریکایی‌ها گفته اند خیلی زلزله می‌آید و زمین شکاف بر می‌دارد و آتش فشانی روی می‌دهد. مردم اوز بعضی ها که خانه هاشان بلند و حیاط کوچک داشته اند با اینکه هوا نسبتا کمی سرد بوده رفتند بیرون خانه ها. همان شب بدون سابقه و بدون اطلاع که گرگی پیدا شد، از ساعت ١٢شب تا ۱/۵ ساعت بعد از نصف شب سی نفر مجروح کرد که از جمله مجروحین یکی محمد هاشم بازرگانی است. دکتر اوز گزارش داده، فوراً از تهران گفته گرگ زده ها فوراً بفرستید تهران برای معالجه که ممکن است گرگ ها هار بوده باشند. حالا تمام مجروحین برده اند تهران مداوا و تزریق سرم ضدهاری بزنند. امیدوارم انشاالله همگی بسلامت برگردند. جراحت هاشم خیلی سطحی بوده ولی مال دیگران جای نیش گرگ خیلی عمیق تر.

شب اول مردم وحشت زده نتوانستند کاری نمایند، شب دوم کوچه ها بسته گرگ گیر آوردند با تیر وتبر کشتند و معلوم بود که گرگ عادی نیست و صد البته احتمال داشت که هار بوده والّا یک گرگ از محله زیر و بالا سی نفر مجروح بکند، این گرگ سر جنگ با مردم داشته. مثلاً گرگ زده ها تعریف می‌کردند که علناً می‌آید و هدف سر آدم قرار می‌داده، تمام سر مجروحین دهن گرفته و زخم زده است. می گفتند هر چه داد و قال می کردیم بر نمی گشت و بی پروا میآمد و با ما گلاویز می شد. اطراف بلوک، کوره و بید شهر تا خنج الحمد لله خسارتی ندیده اند از زلزله، ولی راحت هم نیستند مرتب زلزله می‌آید. در لار هنوز خیلی آدم و اثاث زیر آوار است که جرئت ندارند که بروند بیرون بیاورند. خداوند رحم فرماید. خداوند خودش وسیله می‌سازد. امیدوارم که زلزله متوقف شود والّا اگر ادامه داشته باشد در لار کسی نمی‌ماند. فعلا از طرف شیر و خورشید سرخ علاوه از چادرهایی که به مردم یعنی زلزله زده ها داده اند سیصد خانه چوبی بردند لارکه نصب نمایند و مردم بروند داخل خانه چوبی سکنی شوند.

دیگر جز سلامتی شما مطلبی در نظر نیست. والده ات، هما، رابعه، طیبه سلام می‌رسانند. شریف و امین سلام می رسانند. عبدالرحیم رفته است اوز، عموی ات در اثر زلزله که مرتب می‌آید نمی‌توانند برود لار. خانه متضرر شدیم. خانه لار خراب و آنچه مال التجاره داشتیم همه از بین می‌رود زیرا بعضی ها مرده اند و بعضی هم متفرق شده اند هنوز معلوم نیست که کی مرده و کی در حیات است. خلاصه لار تا پنجاه سال دیگر لار نمی‌شود. دستور داده اند که بعدها ساختمان رو بطرف خور و براک ببرند و شهر قدیم اصلاً متروکه شود. توضیح اینکه تاریخ چهارم اردیبهشت یاد آور زلزله دردناک لار و هفتم اردیبهشت تاریخ حمله گرگ هار به مردم اوز می باشد که دقیقا  ۶۰ سال پیش یعنی سال ۱۳۳۹ اتفاق افتاد و خسارتهای جانی و مالی فراوانی به بار آورد. برادرم مرحوم دکتر عبدالحمید سیفایی که ساکن آلمان بوده نگران از شنیدن این وقایع، از پدرم مرحوم محمد سیفایی می خواهد جریان را برایش بنویسد.

این متن در واقع  نامه ای است که پدرم گزارش کاملی از مشاهدات و شنیده هایش برای عبدالحمید فرستاده  است.

پدرم و عمویم مرحوم احمد سیفایی تجارتخانه ای در شیراز و لار داشته اند. پدر دفتر شیراز و عمویم دفتر لار را به صورت مشارکت اداره می کردند. در زمان زلزله مرحوم پدرم برای سرکشی و اطلاع از وضعیت قوم و خویش و برادرشان  بلافاصله به اوز و لار می رود. با آرزوی سلامتی و شادی برای همه عزیزان و شادی روح همه رفتگان آن وقایع  غم انگیز و سایر درگذشتگان.

طیبه سیفایی ، شیراز


1 دیدگاه

  1. نامه‌ای که خانم سیفایی در اختبار نشریه شما گذاشته بسیار جالب و در واقع سندی تاریخی به حساب می‌آید، و جالب اینکه در ۶۰ سال پیش زنده یاد آقای محمد سیفایی چقدر دقیق این واقعه را با انشایی زیبا به رشته تحریر در آورده‌اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد